جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

50

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

نسبت ميان علم و هنر از سويى و طبيعت جامد بىاحساس از سوى ديگر است . « 1 » * * * استاد محمدتقى جعفرى ، شارح « نهج‌البلاغه » از تهران مىنويسد : « . . . كتاب بىهمتا و اثر جاودانه شما ، هم‌اكنون پيش روى من است . من در صفحات اين كتاب فقط بررسى شخصيت مرد يگانه‌اى را كه هميشه او با حق و حق با او بود ، مطالعه نكردم ، بلكه در كتاب شما ، رابطهء « انسان و هستى » را - كه از جنبه‌هاى متعددى با يكديگر پيوند دارند - مطالعه كردم . فكر مىكنم كه اگر در جهان هستى مطلقى وجود دارد كه انديشه‌هاى ژرف بشرى در جست‌وجوىِ آن است ، بايد جهت رسيدن به آن ، كتاب شما موضوع مطالعه قرار بگيرد كه از لابه‌لاى سطور آن ، نشانه‌هاى حق نمودار است . و اگر كسانى باشند كه بخواهند معماى انسان - جامعه را كشف كنند ، بايد اين كتاب را مدرك تحقيق خود قرار دهند . من ديرزمانى است كه دربارهء نظريه‌هايى كه دربارهء انسان و جامعه وجود دارد ، مطالعه مىكنم و فكر نمىكنم كه در عصور قديم و جديد ، نظريه معروفى در اين زمينه ابراز شده باشد كه از آن آگاهى نيافته باشم . تنها نتيجه‌اى كه از اين ديدگاه‌ها و انديشه‌ها ، به‌دست آورده‌ام اين است كه فكر خود را در راه رسيدن به مطالبى كه در اين كتاب پيرامون انسان كامل علىبن ابىطالب ، در يك جامعه ايده‌آل نوشته شده است ، آماده كرده‌ام . البته اين كتاب پر سروصدا ، در محافل علمى و فرهنگى ايران مورد توجه واقع شده و واكنش‌هاى تندى هم برانگيخته است و همچون موضوع خود ، گروهى به ديده دوستانه غلوآميز و برخى به ديده كينه و گاهى دشمنانه به آن مىنگرند ، ولى روشن است كه هر انسان برجسته و هر اثر بزرگ فكرى ، بايد چنين باشد .

--> ( 1 ) . الامام على ، ج 5 ، ص 1253 - 1255 .